اقتصاد پس از جنگ مردم چه کالاهایی را از سبد خرید حذف کردند؟

تولیدو: بازار کالاهای صنعتی بعد از جنگ با افت تقاضا روبه روست؛ جایی که مردم بجای خرید، تعمیر می کنند، تعویض را عقب می اندازند و به گزینه های ارزان تر پناه می برند.
به گزارش تولیدو به نقل از مهر، آن چه در این گزارش می خوانید، تصویری میدانی از تغییر رفتار مصرف کنندگان در بازار کالاهای صنعتی، بادوام و نیمه بادوام بعد از جنگ است؛ از پوشاک و لوازم خانگی گرفته تا موبایل و کالاهای دیجیتال، فرش، مبلمان، پرده و کالاهای در رابطه با نوسازی خانه. این گزارش وارد بازار کالاهای اساسی و خوراکی نمی شود و تمرکز آن بر بخشی از اقتصاد است که در آن، خرید برای خانوار ضروری و روزمره نیست و بنابراین، اولین واکنش به کاهش قدرت خرید می تواند حذف، تعویق، تعمیر یا جایگزینی باشد.
اقتصاد بعد از جنگ را در این بازارها نه فقط در قیمت کالاها، بلکه در نبود مشتری، کاهش دفعات خرید، به تعویق افتادن تصمیم خرید، تعمیر کالای قدیمی به جای تعویض و حرکت مصرف کننده بسمت کالاهای ارزان تر میتوان دید؛ تغییری که حالا فروشندگان نیز از آثار آن بر دخل و خرج بنگاه های خود سخن می گویند.
آخرین آمار مرکز آمار ایران از وضعیت نرخها در مردادماه نیز نشان داده است فشار هزینه ای همچنان بالاست. شاخص قیمت مصرف کننده در مرداد ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل ۳.۴ درصد افزایش پیدا کرد، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور به ۸۹ درصد رسید و تورم سالانه نیز ۶۹.۹ درصد به ثبت رسید. در چنین شرایطی، طبیعی است که خانوار ابتدا هزینه هایی را که امکان تعویق آنها وجود دارد از برنامه خرید خود خارج کند؛ کالاهایی که نبود آنها در کوتاه مدت زندگی روزمره را مختل نمی نماید. اما این اتفاق در بازار چه طور خودرا نشان می دهد؟
لباس هم به خریدی غیرضروری تبدیل شد
در بازار پوشاک، نزدیک شدن فصل آغاز دانشگاه و مدرسه در وضعیت عادی باید به افزایش تقاضا منجر شود؛ دانشجویان و دانش آموزان برای سال تحصیلی جدید لباس، کیف و کفش می خرند و خانواده ها نیز بخشی از بودجه خودرا به این خرید اختصاص می دهند. اما امسال، نرخها و فاصله آن با قدرت خرید برخی مصرف کنندگان، این معادله را تغییر داده است.
«ملیکا»، دختر دانشجوی تهرانی که هم زمان در یک فروشگاه کار می کند، با وجود نزدیک شدن فصل دانشگاه، توان خرید لباس جدید ندارد. او به خبرنگار مهر می گوید: «حقوقی که از فروشگاه می گیرم، فقط کفاف خرج روزمره ام را می دهد. دیگر توان خرید لباس و کفش را مثل گذشته ندارم.»
برای ملیکا، لباس دانشگاه دیگر یک خرید عادی و قابل انجام نیست؛ باید میان آن و هزینه های روزمره انتخاب نماید و بالاخره، خرید لباس جدید از سبد هزینه اش کنار گذاشته می شود.
در بازار پوشاک کودک نیز شرایط چندان متفاوت نیست. «مونا»، مادر ۳۵ ساله، می گوید رشد مداوم کودک موجب می شود لباس یکی از نیازهای همیشگی خانواده باشد، اما قیمت پوشاک کودک فشار بیشتری به بودجه خانوار وارد کرده است.
او می گوید: «بچه دائم سایزش تغییر می کند و لباس لازم دارد، اما قیمت لباس بچه خیلی بالا رفته. مجبورم در خرید لباس بچه کوتاه بیایم و کمتر بخرم.»
اینجا دیگر صحبت از حذف کامل کالا نیست؛ مصرف کننده ناچار شده میزان خرید را کم کند.
بازار پارچه و پرده در انتظار مشتری؛ حتی ارزان تر هم خریدار ندارد
بازار پرده و پارچه نیز از کاهش قدرت خرید در امان نمانده است. در این بازار، نه فقط تعداد مشتریان کاهش یافته، بلکه فروشندگان برای حفظ تقاضا بسمت عرضه محصولات ارزان تر حرکت کرده اند.
«محسن»، فروشنده پرده، می گوید سال ها پرده های با کیفیت عرضه نموده، اما امسال به سبب کاهش شدید مشتری مجبور شده محصولات ارزان تر و باکیفیت پایین تر خریداری کند.
او می گوید: «سال هاست پرده با بالاترین کیفیت می فروشم، اما امسال به سبب کاهش شدید مشتری مجبور شده ام پرده هایی باکیفیت پایین تر از تولیدکننده بخرم تا بتوانم با قیمت پایین تر بفروشم. در عین حال حتی با این تغییر هم مشتری تمایل زیادی به خرید ندارد.»
به گفته این فروشنده، حتی تازه عروس ها و تازه دامادها نیز در خرید پرده محدودیت دارند و در مواردی که ناچار به خرید هستند، به سراغ مدلهای ارزان تر و باکیفیت پایین تر می روند.
محسن در حالی از کاهش فروش می گوید که هزینه های ثابت کسب و کار همچنان پابرجاست: «مالیات و چک و اجاره ماهانه منتظر نمی ماند و باید سر وقت پرداخت گردد.»
در طرف دیگر بازار، «مریم»، زن ۴۰ ساله، ماه هاست قصد خرید پرده دارد اما هنوز خرید خودرا انجام نداده است. او می گوید: «هر ماه حساب و کتاب می کنم، می بینم توان خرید ندارم و خرید را می اندازم برای ماه بعد. اما ماه بعد که می روم، قیمت پرده باز گران تر شده است.»
در این بازار، یک چرخه معیوب شکل گرفته است، مصرف کننده خرید را عقب می اندازد، قیمت بالا می رود و در نهایت انتخاب او به کالای ارزان تر محدود می شود.
لوازم خانگی؛ تعمیر جای خرید را گرفته است
در بازار لوازم خانگی، فاصله میان قیمت کالا و قدرت خرید بیشتر خودرا نشان داده است. فروشندگان می گویند بخشی از رجوع کنندگان بیشتر برای اطلاع از نرخها وارد فروشگاه می شوند و الزاماً قصد خرید ندارند.
«فاطمه»، مادر ۶۰ ساله، نمونه ای از همین تغییر رفتار است. ماشین لباسشویی وی در هشت ماه گذشته سه بار احتیاج به تعمیر پیدا کرده، اما با وجود تکرار خرابی، حاضر نشده دستگاه جدیدی بخرد. در حقیقت، در این بازار یک تغییر مهم روی داده است؛ خرابی کالا دیگر الزاماً به مفهوم خرید کالای جدید نیست.
فاطمه به خبرنگار مهر می گوید: «با این نرخها ترجیح می دهم همان وسیله را تعمیر کنم تا این که یک ماشین لباسشویی جدید بخرم.»
او البته می گوید تعمیر نیز برایش به تجربه ای پرهزینه تبدیل گشته است: «به نظر می رسد بعضی تعمیرکارها از قطعات بی کیفیت استفاده می نمایند، چون من مجبور شدم در همین هشت ماه سه بار ماشین لباسشویی را تعمیر کنم.»
همچنین «نادر»، خریدار تلویزیون، می گوید افزایش قیمت این کالا سبب شده خرید تلویزیون جدید برای خیلی از خانوارها به تصمیمی دشوار و قابل تعویق تبدیل گردد. به قول او، قیمت تلویزیون های رایج در بازار حدود ۷۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان است و میانگین قیمت این محصولات را میتوان حدود ۱۰۰ میلیون تومان درنظر گرفت؛ رقمی که خرید تلویزیون را برای خیلی از خانواده ها از یک نیاز معمولی به هزینه ای سنگین مبدل کرده است.
لوازم خانگی کوچک از اولویت خارج شدند
این وضعیت در مورد کالاهای کوچک خانگی نیز دیده می شود.
«علی»، فروشنده لوازم خانگی، می گوید فروش محصولاتی مانند اتو، جاروبرقی، پلوپز، آرام پز، آبمیوه گیری، ظروف و سرویس آشپزخانه، تلفن و چرخ گوشت بشکل محسوسی کاسته شده است.
او به خبرنگار مهر می گوید: «هر ماه که می گذرد وضع فروش این محصولات بدتر می شود. مردم ترجیح می دهند محصولات ضروری را بخرند و پولشان را صرف این کالاها نکنند.»
به گفته این فروشنده، مشتریان نرخها را می پرسند، اما خرید را به آینده موکول می کنند.
این رفتار از منظر صنعتی نیز اهمیت دارد؛ برای اینکه وقتی تقاضای کالاهای بادوام کاسته می شود، اثر آن تنها در فروشگاه باقی نمی ماند و به تولیدکننده، توزیع کننده و در نهایت زنجیره صنعت منتقل می شود.
شوینده ها حذف نشدند؛ برندهای ارزان تر جایگزین شدند
در میان همه این بازارها، شوینده ها وضعیت متفاوتی دارند. مایع ظرفشویی، مایع دستشویی، مواد مورد استفاده در ماشین لباسشویی، شامپو و سایر اقلام بهداشتی و شوینده، از کالاهایی هستند که حذف کامل آنها از زندگی روزمره دشوار است.
اما حتی در این بازار نیز رفتار مصرف کننده تغییر کرده است، کالا حذف نمی گردد، برند تغییر می کند.
«پروانه»، زن ۳۲ ساله، می گوید به سبب داشتن فرزند کوچک ناچار است برخی اقلام بهداشتی و شوینده مخصوص کودک را تهیه نماید، اما افزایش قیمت این کالاها خرید را برایش دشوار کرده است.
او می گوید: «برای بچه کوچک مجبورم بعضی شوینده ها و اقلام بهداشتی مخصوص کودک را بخرم و نمی توانم حذفشان کنم، چون ضروری هستند. اما برای بقیه شوینده ها دیگر سراغ برندهای گران نمی روم و برندهای ارزان تر را می خرم.»
روایت پروانه، تفاوت مهم میان کالاهای ضروری و غیرضروری را نشان داده است. وقتی امکان حذف وجود ندارد، خانوار به سراغ جایگزینی ارزان تر می رود.
فرش؛ رفوی فرش قدیمی جای خرید را گرفته است
در بازار فرش نیز فروشندگان از ماه ها رکود سخن می گویند. به قول کنشگران بازار، جز تازه عروس و دامادها یا خانواده هایی که به سبب تغییر ابعاد خانه ناچار به تعویض فرش هستند، تقاضای قابل توجهی در بازار وجود ندارد.
در چنین شرایطی، تعمیر و رفو کردن فرش های قدیمی جای خرید فرش جدید را گرفته است.
«عباس»، ۴۵ ساله، یکی از مصرف کنندگانی است که با وجود خرید خانه، فرش جدید نخریده است. او می گوید خودرویش را فروخته و تمام پس اندازش را برای خرید خانه به کار گرفته تا از مستأجری خلاص شود، اما به سبب محدودیت بودجه مجبور شده خانه ای کوچک تر از خانه اجاره ای قبلی خود بخرد.
عباس می گوید: «با این که خانه خریدم، دیگر پولی برای خرید فرش جدید نماند. با همان فرش های قدیمی یک جوری سر کرده ایم.»
این روایت نشان داده است حتی زمانی که یک خانوار وارد مرحله جدیدی از زندگی مانند خرید خانه می شود، خرید کالاهای در رابطه با خانه الزاماً اتفاق نمی افتد؛ برای اینکه تمام منابع مالی صرف خرید دارایی اصلی شده است.
مبلمان؛ مشتری دنبال آدرس تعمیرکار است
در بازار مبلمان و صندلی نیز نشانه های کاهش تقاضا دیده می شود. فروشندگان می گویند بخشی از مشتریان به جای پرسیدن درباره ی مدلها و قیمت خرید، درباره ی تعمیرکار سؤال می کنند.
یعنی حتی وقتی مبلمان خانه قدیمی شده یا احتیاج به تعمیر دارد، گزینه اول خیلی از مشتریان خرید محصول جدید نیست.
تعمیر به جای تعویض در این بازار به یکی از راه های مدیریت هزینه تبدیل گشته است؛ رفتاری که در کنار تعمیر لوازم خانگی و فرش، یک الگوی مشترک را در بازار کالاهای بادوام نشان داده است.
تعویض گوشی عقب افتاد
در بازار موبایل نیز کاهش قدرت خرید خودرا در فاصله گرفتن مصرف کننده از خرید گوشی جدید نشان داده است.
«فرشته»، زن ۴۳ ساله، می گوید پس از جست وجوی فراوان در بازار توانسته یک گوشی سامسونگ پایین رده را با قیمت ۵۵ میلیون تومان خریداری کند.
او می گوید مدل هایی که قبل از موج اخیر گرانی در محدوده ۲۰ میلیون تومان قرار داشتند، حالا با قیمت خیلی بالاتری عرضه می شوند و همین مساله خرید گوشی جدید را برای او دشوار کرده است.
در نتیجه، بخشی از مصرف کنندگان ترجیح می دهند گوشی فعلی خودرا تعمیر کنند و تعویض آنرا تا آن زمان که امکان مالی بیشتری پیدا کنند، عقب بیندازند.
فروشندگان موبایل نیز از کاهش مشتری گلایه دارند و می گویند با افت فروش، پرداخت هزینه هایی مانند اجاره و مالیات برای آنها دشوارتر شده است.
لپتاپ به کالای دست دوم و قرضی تبدیل شد
در بازار کالاهای دیجیتال، حتی نیازهای در رابطه با تحصیل نیز از فشار اقتصادی تأثیر گرفته اند.
«احمد»، ۳۴ ساله و دانشجوی دوره دکتری، برای انجام پروژه خود به لپتاپ جدید نیاز دارد، اما نرخها سبب شده خرید را کنار بگذارد. وی در مرکز خرید ولیعصر به خبرنگار مهر می گوید: «برای پروژه دوره دکتری احتیاج به لپتاپ جدید داشتم، اما با قیمت هایی که می بینم ترجیح می دهم لپتاپ را از دوستانم قرض بگیرم.»
احمد می گوید هزینه تحصیل در دوره دکتری به خودی خود بالاست و توان خرید لپتاپ را ندارد.
به گفته او، ارزان ترین لپتاپ های موجود حدود ۶۰ میلیون تومان قیمت دارند؛ آن هم محصولاتی که از نظر کیفیت الزاماً رضایت او را جلب نمی کنند.
در اینجا نیز خرید حذف نشده، بلکه راه دیگری تحت عنوان «قرض گرفتن» برای تامین نیاز پیدا شده است.
خرید ساعت نصف شد
امید، فروشنده ساعت، از کاهش حدود ۵۰ درصدی خرید بعد از جنگ خبر می دهد و می گوید کاهش قدرت خرید سبب شده مردم بیشتر به جای خرید ساعت جدید، ساعات قدیمی خودرا تعمیر کنند.
به گفته او، ساعات یک تا ۶ میلیون تومانی بیشتر مورد استقبال قرار می گیرند و رجوع برای تعمیر ساعات قدیمی شامل مچی و دیواری نیز به صورت محسوسی بالا رفته است.
خانه ای که دیگر رنگ نمی شود
«بهمن»، ۳۹ ساله، ماه هاست می خواهد خانه خودرا رنگ یا کاغذدیواری کند، اما رشد هزینه ها سبب شده این تصمیم همچنان به تعویق بیفتد.
او می گوید کف قیمت کاغذدیواری برای یک سالن پذیرایی و یک اتاق با مجموع مساحت حدود ۶۰ مترمربع، بیشتر از ۵۰ میلیون تومان تمام می شود.
برای خانواده ای که باید هزینه های ثابت و جاری خودرا تامین کند، نوسازی خانه در چنین شرایطی به یکی از اولین هزینه های قابل تعویق تبدیل می شود.
خانه همان خانه است، اما تقاضا برای تغییر و نوسازی آن به آینده منتقل شده است.
تفریح؛ از سفر و سینما تا پارک
کاهش قدرت خرید فقط بازار کالا را تحت تأثیر قرار نداده است. در بخش خدمات و تفریح نیز خانوارها هزینه هایی را که امکان حذف یا جایگزینی دارند، محدود کرده اند.
گفتگو با مردم نشان داده است حتی برخی هزینه های در رابطه با اینترنت و سرگرمی نیز باتوجه به افزایش تعرفه ها برای خانوار سنگین تر شده است؛ اما هزینه سفر، سینما، تئاتر و استخر بیشتر از گذشته در معرض حذف یا کاهش قرار گرفته است.
«نسرین»، ۳۸ ساله، می گوید دو سال است خانواده اش می خواهد به شمال کشور سفر کند، اما هر بار سفر به تعویق افتاده است. او می گوید: «دو سال است می خواهیم به شمال برویم، اما هر بار سفر را عقب می اندازیم چون هزینه هتل و ویلا بالاست. دو بچه کوچک دارم و بچه ها به این تفریحات نیاز دارند، اما مجبوریم به جای سفر و سینما و این چیزها، به پارک و بوستان برویم.»
این روایت نشان داده است حتی در جایی که احتیاج به تفریح همچنان وجود دارد، نوع تفریح تغییر کرده است؛ سفر و سینما جای خودرا به انتخابهای کم هزینه تر داده اند.
وقتی مردم دیگر فقط «نمی خرند»
کنار هم گذاشتن این داستانها نشان داده است تغییر رفتار مصرف کننده در بازار کالاهای صنعتی را نمی توان فقط با واژه «رکود» توضیح داد.
در بازار پوشاک، لباس جدید حذف می شود یا مقدار خرید کاهش پیدا می کند. در لوازم خانگی، تعمیر جای تعویض را می گیرد. در بازار فرش و مبلمان نیز کالای قدیمی تعمیر می شود. خرید پرده ماه ها عقب می افتد. در بازار موبایل، تعویض گوشی به تاخیر می افتد و در بازار دستگاه های الکترونیکی، قرض گرفتن جای خرید را می گیرد. در بازار نوسازی خانه نیز رنگ و کاغذدیواری به آینده منتقل می شود و در بخش تفریح، سفر و سینما با پارک و تفریحات کم هزینه تر جایگزین می شوند.
در نتیجه، رفتار مصرف کننده را میتوان در چهار واژه تعویق، تعمیر، جایگزینی و حذف، خلاصه کرد. این چهار رفتار در ظاهر تصمیم هایی فردی هستند، اما وقتی تعداد زیادی از خانوارها هم زمان همین تصمیم ها را می گیرند، اثر آن به بازار و صنعت منتقل می شود.
فروشنده ای که مشتری کمتری دارد، تولیدکننده ای که سفارش کمتری دریافت می کند، واردکننده ای که فروشش کاسته شده و تعمیرکاری که تقاضای بیشتری دریافت می کند، همگی بخشی از یک زنجیره واحد هستندفروشنده ای که مشتری کمتری دارد، تولیدکننده ای که سفارش کمتری دریافت می کند، واردکننده ای که فروشش کاسته شده و تعمیرکاری که تقاضای بیشتری دریافت می کند، همگی بخشی از یک زنجیره واحد هستند.
اقتصاد صنعتی بعد از جنگ؛ مساله فقط قیمت نیست
برای بازار کالاهای صنعتی، مساله فقط این نیست که قیمت یک کالا چقدر بالا رفته است؛ مساله مهم تر اینست که مصرف کننده با قیمت جدید چه تصمیمی می گیرد.
اگر خانواده ای لباس نخرد، فروش پوشاک کاهش پیدا می کند. اگر خرید لوازم خانگی را به تعویق بیندازد، تقاضای بازار کاسته می شود. اگر به جای خرید فرش آنرا رفو کند یا به جای تعویض مبلمان، آنرا تعمیر کند، عمر تقاضای جدید طولانی تر می شود. اگر خرید لپتاپ به قرض گرفتن منجر شود، تقاضای بالفعل از بازار خارج می شود.
بنابراین، آثار اقتصادی جنگ در این بازارها الزاماً با یک جهش ناگهانی در «نخریدن» ظاهر نمی شود؛ گاهی در طولانی تر شدن فاصله میان دو خرید دیده می شود.
موبایلی که قرار بود امسال تعویض شود، سال بعد تعویض می شود. پرده ای که قرار بود این ماه خریداری شود، به ماه آتی می رود. فرشی که باید تعویض شود، رفو می شود و لپتاپی که برای تحصیل لازم است، قرض گرفته می شود.
سبدی که کوچک نشده؛ چرخه خرید آن کند شده است
شایدشاید مهم ترین تفاوت اقتصاد بعد از جنگ در بازار کالاهای صنعتی با کالاهای اساسی همین باشد؛ در کالاهای ضروری، خانوار در بسیاری موارد ناچار به خرید است و تلاش می کند با کاهش مقدار یا تغییر برند هزینه را مدیریت کند؛ اما در کالاهای بادوام و نیمه بادوام، امکان تعویق خرید و تشدید رکود خیلی بیشتر است مهم ترین تفاوت اقتصاد بعد از جنگ در بازار کالاهای صنعتی با کالاهای اساسی همین باشد. در کالاهای ضروری، خانوار در بسیاری موارد ناچار به خرید است و تلاش می کند با کاهش مقدار یا تغییر برند هزینه را مدیریت کند؛ اما در کالاهای بادوام و نیمه بادوام، امکان تعویق خرید خیلی بیشتر است.
به همین دلیل، فشار اقتصادی می تواند خودرا بشکل کاهش دفعات خرید، افزایش عمر کالا، تعمیر بیشتر، انتخاب محصولات ارزان تر و حذف خریدهای جدید نشان دهد. روایتهای مردم نیز همین تصویر را ترسیم می کنند.
بر این اساس، اقتصاد بعد از جنگ در بازار کالاهای صنعتی شاید بیشتر از هر چیز در یک تغییر ساده قابل مشاهده باشد، مردم هنوز نیاز دارند، اما خرید خودرا به تاخیر می اندازند، کالا را تعمیر می کنند، گزینه ارزان تر را انتخاب می کنند یا اصلاً از خرید منصرف می شوند.
این رفتار برای خانوار شاید راهی برای مدیریت هزینه باشد، اما برای صنعت معنای دیگری دارد؛ کاهش و تعویق تقاضا می تواند به کاهش گردش بازار، افت فروش بنگاه ها و طولانی تر شدن چرخه خرید کالاهای بادوام منجر شود.
به این ترتیب، برای فهم اقتصاد بعد از جنگ، تنها نباید پرسید «قیمت کالاها چقدر شده است؟»؛ سؤال مهم تر اینست که با این قیمت ها، مردم دیگر چه زمانی و با چه کیفیتی حاضر به خرید هستند؟
حرف آخر اینکه شاخص قیمت مصرف کننده در مرداد ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل ۳.۴ درصد افزایش پیدا کرد، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور به ۸۹ درصد رسید و تورم سالانه هم ۶۹.۹ درصد به ثبت رسید. فروشنده ای که مشتری کمتری دارد، تولیدکننده ای که سفارش کمتری دریافت می کند، واردکننده ای که فروشش کاسته شده و تعمیرکاری که تقاضای بیشتری دریافت می کند، همگی بخشی از یک زنجیره واحد هستندفروشنده ای که مشتری کمتری دارد، تولیدکننده ای که سفارش کمتری دریافت می کند، واردکننده ای که فروشش کاسته شده و تعمیرکاری که تقاضای بیشتری دریافت می کند، همگی بخشی از یک زنجیره واحد هستند. شایدشاید مهم ترین تفاوت اقتصاد پس از جنگ در بازار کالاهای صنعتی با کالاهای اساسی همین باشد؛ در کالاهای ضروری، خانوار در بسیاری موارد ناچار به خرید است و تلاش می کند با کاهش مقدار یا تغییر برند هزینه را مدیریت کند؛ اما در کالاهای بادوام و نیمه بادوام، امکان تعویق خرید و تشدید رکود خیلی بیشتر است مهم ترین تفاوت اقتصاد پس از جنگ در بازار کالاهای صنعتی با کالاهای اساسی همین باشد.
منبع: تولیدو
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب