از خاموشی تا خودتأمینی؛

فولاد مبارکه از گلایه عبور کرده و برای انرژی فردا راهکار می سازد

فولاد مبارکه از گلایه عبور کرده و برای انرژی فردا راهکار می سازد

به گزارش تولیدو، تشدید ناترازی برق و گاز، فولاد مبارکه را از مطالبه تأمین انرژی بسمت طراحی راهکارهای درون سازمانی سوق داده است؛ مسیری که با افزایش ظرفیت خودتامینی دنبال می شود.


به گزارش تولیدو به نقل از مهر، در یک کارخانه فولاد، انرژی شبیه هوایی است که در فضای کارخانه جریان دارد؛ تا وقتی که هست، کمتر کسی به آن فکر می کند، اما کافی ست لحظه ای جریان نداشته باشد تا همه چیز معنای دیگری پیدا کند. کوره ها، خطوط تولید، تجهیزات و برنامه هایی که برای ماه ها و سال ها برنامه ریزی شده اند، ناگهان به یک پرسش ساده گره می خورند؛ برق و گاز هست یا نیست؟ سال ها پاسخ صنعت فولاد به این پرسش، مطالبه بیشتر و گلایه از محدودیت ها بود. اما ناترازی انرژی آن قدر تکرار شد که خودِ پرسش را عوض کرد. حالا مساله برای فولاد مبارکه فقط این نیست که چطور انرژی بیشتری از شبکه بگیریم؟ مساله این است که چطور قسمتی از انرژی مورد نیاز فردای خویش را خودمان طراحی کنیم؟ همین تغییر کوچک در صورت پرسش، می تواند آغاز یک تغییر بزرگ در شیوه اداره یک صنعت باشد؛ عبور از انتظار برای رسیدن انرژی، به ساختن ظرفیت برای روزی که ممکنست انرژی نرسد.
ختم گلایه به دیوار
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در چهارمین سمینار تحلیلی فولاد و صنایع معدنی، دقیقاً به همین نقطه اشاره کرد؛ به چرخه ای که سال ها تکرار شده است؛ صنعت گلایه می کند، مبحث به سطوح بالای تصمیم گیری می رسد، دستور بازبینی صادر می شود، اما در میدان اجرا باردیگر همان محدودیت بازمی گردد. اهمیت این سخن نه در تکرار گلایه، بلکه در دعوت به عبور از آن بود. وقتی یک مساله بارها تکرار می شود، شاید لازم باشد به جای بلندتر کردن صدای اعتراض، خودِ مدل مواجهه با مساله تغییر کند. برای فولاد مبارکه، این تغییر در جایی معنا پیدا می کند که انرژی دیگر صرفاً یک مطالبه از بیرون سازمان نباشد؛ بلکه به موضوعی برای تصمیم گیری، سرمایه گذاری و طراحی در درون سازمان تبدیل گردد.
معضل اصلی انرژی
زرندی از دو بحران متفاوت در انرژی سخن اظهار داشت: نخست، نداشتن دسترسی مطمئن به انرژی و دوم، هزینه ای که خودِ انرژی به علت بی ثباتی می تواند بر تولید تحمیل کند.
این تفکیک مهم می باشد. اگر مساله فقط کمبود برق بود، چاره می توانست افزایش ظرفیت شبکه باشد. اما وقتی قیمت انرژی هم غیرقابل انتظار می رود، مساله از تأمین فراتر می رود و به قابلیت پیشبینی اقتصاد تولید می رسد. برای یک صنعت سرمایه بر، این تفاوت تعیین کننده است. کارخانه فقط به برق امروز نیاز ندارد؛ سرمایه گذاری آن برای سالهای آینده هم به این اطمینان نیاز دارد که بتواند هزینه و ظرفیت انرژی را تا حدی پیش بینی نماید. ازاین رو انرژی بتدریج از یک نهاده تولید به یک متغیر راهبردی تبدیل می شود.
طراحی یا پیشبینی آینده؟
محدودیت های سالیان اخیر، این لزوم را ملموس تر کرده اند. طبق آمار عرضه شده از جانب مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، محدودیت برق این شرکت در سالیان ۱۴۰۲، ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ تشدید شده و در سال ۱۴۰۴ در تعدادی مقاطع به حدود ۷۸ درصد رسیده است. در قسمت گاز هم محدودیت های ماه های سرد سال، فشار دیگری بر تولید وارد کرده است. این اعداد صرفاً گزارش یک اختلال نیستند؛ آنها به بنگاه نشان می دهند که اتکا به یک مسیر ثابت تأمین انرژی، دیگر برای آینده کافی نیست. در چنین شرایطی، واکنش طبیعی یک سازمان می تواند انتظار برای اصلاح شرایط بیرونی باشد. اما واکنش دیگر، بازطراحی درونی است؛ اگر یک مسیر قابل اتکا نیست، آیا می توان مسیرهای دیگری ساخت؟ فولاد مبارکه درحال حرکت در همین جهت است.
راه حل، در درون کارخانه
حرکت بسمت توسعه ظرفیت تولید برق، انرژی خورشیدی و خودتامینی را باید در همین چارچوب دید. نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی، نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی و افزایش ظرفیت خودتامینی، صرفاً پروژه های زیرساختی نیستند. آنها قسمتی از تلاش یک بنگاه صنعتی، اقتصادی پیشرو برای تغییر رابطه خود با ریسک انرژی اند.
در اینجا منطق تصمیم گیری تغییر می کند. سازمان دیگر فقط نمی پرسد چه مقدار انرژی از شبکه دریافت خواهد کرد؟ بلکه قسمتی از تصمیم را به این سؤال اختصاص می دهد که چه مقدار از انرژی مورد نیازش را می تواند خودش تولید نماید، از چه منابعی و با چه ترکیبی؟ این یعنی تبدیل انرژی از یک وابستگی به یک سبد انتخاب. اگر برق شبکه محدود شد، خورشید قسمتی از پاسخ باشد. اگر نرخها گرفتار شوک شد، ظرفیت خودتامینی قسمتی از فشار را کم کند. اگر یک منبع مبتلا به اختلال شد، همه تولید به دنبال آن متوقف نشود. چاره، در اینجا یک پروژه منفرد نیست؛ یک معماری تاب آوری است.
سرمایه گذاری برای فردا
شاید از همین زاویه بتوان معنای هزینه های انرژی را هم باردیگر دید. طبق برآورد از آمارهای رسمی که مجموع هزینه ها و عدم النفع ناشی از محدودیت های انرژی برای فولاد مبارکه به حدود ۱.۵ میلیارد دلار رسیده است. این عدد فقط اندازه یک خسارت نیست؛ نشانه ای از اندازه ریسکی است که اگر مدیریت نشود، می تواند منابع توسعه ای این فولادساز بزرگ خاورمیانه را ببلعد. پس سرمایه گذاری در انرژی را نباید فقط هزینه ای برای رویارویی با خاموشی دید. این سرمایه گذاری، در حقیقت تلاشی برای پیشگیری از تکرار یک هزینه بزرگتر است. یعنی بنگاه امروز هزینه می کند تا فردا انتخاب های بیشتری داشته باشد.
انرژی، قسمتی از نقشه بقا
از اینجا به بعد، انرژی دیگر نمی تواند موضوعی جدا از استراتژی فولاد باشد. بازار جهانی نوسان دارد، رقابت شدیدتر شده، فناوری درحال تغییر است و هزینه های تولید برای فولادسازان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در چنین محیطی، شرکتی که نداند ماه آتی با چه میزان انرژی و با چه قیمتی تولید خواهد کرد، فقط با یک مساله عملیاتی مواجه نیست؛ با مساله ای در رابطه با آینده کسب وکار خود روبرو است. به همین دلیل، امنیت انرژی به قسمتی از امنیت تولید تبدیل می شود. و امنیت تولید، بدون قابلیت پیشبینی و بدون امکان انتخاب، شکننده باقی می ماند. فولاد مبارکه با حرکت بسمت تولید قسمتی از انرژی مورد نیاز خود، در حقیقت تلاش می کند قسمتی از این عدم قطعیت را از بیرون به درون منتقل و مدیریت کند.
دانش، نخستین نیروگاه پنهان
اما طراحی چاره فقط از جنس فولاد، بتن، پنل و توربین نیست. قسمتی از ظرفیت انرژی یک سازمان در دانش آن قرار دارد. بومی سازی که در سالهای گذشته برای کاهش وابستگی به خارج توسعه یافته، در شرایط بحران به یک مزیت عملی تبدیل می شود. مهندسی که فرایند را می شناسد، تیمی که تجربه بحران دارد و سازمانی که می تواند دانش را از یک نسل به نسل دیگر منتقل کند، در مقابل شوک ها دست بازتری برای تصمیم گیری دارد. شاید به این علت است که تجربه بازسازی فولاد مبارکه هم در کنار مساله انرژی معنا پیدا می کند. بازسازی نشان داد وقتی شرایط از کنترل خارج می شود، سازمانی که دانش، تجربه و توان هماهنگی درونی دارد، فقط منتظر بازگشت شرایط عادی نمی ماند؛ می تواند خودش را باردیگر سازمان دهد و سریع تر به مدار بازگردد. این همان منطق مشترک میان بازسازی و طراحی انرژی است؛ کم کردن فاصله میان بحران و توان پاسخ.
پاسخ به بحران امروز تا چشم انداز
در نهایت، شاید با اهمیت ترین تغییر در فولاد مبارکه در هیچ یک از اعداد مگاواتی خلاصه نشود. تغییر اصلی در نوع نگاه به مساله است. سال ها سؤال این بود؛ چرا انرژی نداریم؟ حالا سؤال دیگری درحال تشکیل است؛ به جهت اینکه کمبود انرژی نتواند آینده تولید را تعیین و متوقف سازد، چه باید بسازیم؟ این تغییر، سازمان را از جایگاه یک دریافت کننده صرفِ شرایط بیرونی به جایگاهی پویاتر می برد؛ جایی که خودِ سازمان با تصمیم هایش قسمتی از شرایط آینده را شکل می دهد. بطور قطع معنای حقیقی عبور از گلایه هم همین باشد. نه سکوت در مقابل ناترازی؛ نه انکار خسارت؛ نه فراموش کردن مسئولیت سیاست گذار. بلکه ساختن آن قسمتی از چاره که در اختیار خود بنگاه است.
فولاد مبارکه نمی تواند به تنهایی ناترازی انرژی کشور را از میان بردارد. اما می تواند کاری کند که ناترازی، تمام آینده اش را تعیین نکند. و این تفکر، تفاوت میان صنعتی که منتظر انرژی می ماند و صنعتی که برای انرژی فردایش تصمیم می گیرد باشد.
در پایان، مساله فقط این نیست که فردا برق کارخانه روشن خواهد بود یا نه؟
مسئله بزرگتر این است که فولاد مبارکه می خواهد روشن ماندن فردایش را تا چه اندازه به شانس، و تا چه اندازه به طراحی خودش بسپارد.

به طور خلاصه به گزارش تولیدو به نقل از مهر، در یک کارخانه فولاد، انرژی شبیه هوایی است که در فضای کارخانه جریان دارد؛ تا وقتی که هست، کمتر کسی به آن فکر می کند، اما کافی ست لحظه ای جریان نداشته باشد تا همه چیز معنای دیگری پیدا کند. چاره، در اینجا یک پروژه منفرد نیست؛ یک معماری تاب آوری است. مهندسی که فرآیند را می شناسد، تیمی که تجربه بحران دارد و سازمانی که می تواند دانش را از یک نسل به نسل دیگر منتقل کند، در مقابل شوک ها دست بازتری برای تصمیم گیری دارد.

منبع:

1405/05/27
09:44:23
0.0 / 5
5
تگهای خبر: اقتصاد , بازار , بال , تولید
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۴
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

تولیدو